الشيخ المنتظري

567

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

ژرفاى معرفت و عبادت ملائكه « قَدِ اسْتَفْرَغَتْهُمْ اَشْغَالُ عِبَادَتِهِ ، وَوَصَلَتْ حَقَائِقُ الاِْيمَانِ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَعْرِفَتِهِ » ( عبادت و بندگى خداوند آنها را از هر كارى باز داشته ، و حقايق ايمان بين آنان و شناسايى خدا ارتباط ايجاد نموده است . ) « قد استفرغتهم اشغال عبادته » انواع عبادتها وقتهاى ملائكه را پر كرده و هميشه به عبادت خداوند مشغولند . « و وصلت حقائق الايمان بينهم و بين معرفته » و ايمان واقعى آنها موجب شده تا به معرفت واقعى خداوند متعال برسند . به عبارت ديگر آنها به وسيله ايمان واقعى و اصل الى الحقّ شده اند . « وَقَطَعَهُمُ الاِْيقانُ بِهِ اِلَى الْوَلَهِ اِلَيْهِ ، وَلَمْ تُجاوِزْ رَغَباتُهُمْ مَا عِنْدَهُ اِلى مَا عِنْدَ غَيْرِهِ » ( و يقين آنها به او آنها را مشتاق او نموده ، و شدّت شوق و دوستى خدا آنان را از غير او منصرف ساخته است . ) كسى كه به چيزى ايمان قوىّ و محكم داشته باشد در نتيجه به آن چيز عشق مىورزد ; و چون عشق براى درك كمال است ، هر چيزى را كه انسان كمال بداند به همان چيز عشق مىورزد . در اينجا حضرت امير ( عليه السلام ) مىخواهد بگويد : چون شناخت ملائكه نسبت به خداوند خيلى زياد است ، مثل اين است كه آنها عاشق خدا باشند . « و قطعهم الايقان به الى الوله اليه » و يقين به خداوند ملائكه را به عشق به خداوند رسانده است . « و لم تجاوز رغباتهم ما عنده الى ما عند غيره » ; « رغبات » جمع « رغبة » است ; يعنى و رغبت هاى آنها به چيزهايى كه نزد خداوند است ، به آنچه نزد غير اوست تجاوز ننموده . مقصود اين كه از بس تقرّب الى اللّه داشتن و فانىِ فى اللّه شدن نزد ملائكه مطلوب است ، به اين واسطه متوجّه غير خدا نگشته اند و غير خداوند جهان را عبادت و بندگى نمىكنند .